مداد طلايي
علمي-آموزشي 
قالب وبلاگ
لینک دوستان

نظريه هوش چندگانه گاردنر

هوش و قواي ذهني از هوش كلامي شروع مي‏ شود و تا هوش طبيعي گسترش مي ‏يابد.
فردي به نام گاردنر (1683 تا 2002م.) مطالعات وسيعي بر روي هوش انجام داد و ديگران نيز روي نظريه او كار كرده ‏اند.
او معتقد به وجود هشت نوع هوش است كه در ذيل با اين هشت هوش و حتي مشاغلي كه اين هوش‏ ها در آنها نقطه قوت است (نه قطعيت و حتميت) آشنا مي‏ شويم.
1. هوش و مهارت‏ هاي كلامي‏
اين هوش و قواي ذهني، شامل توانايي تفكر كلامي و استفاده از زبان براي بيان منظورهاست؛
يعني افرادي كه بتوانند از كلام، در گستره وسيعي، جهت تبيين مقاصد و استدلالات خود استفاده نمايند. كلام، تراوشات ذهني را به اصوات تبديل مي‏ كند و بسياري از متكلمان هم زيبا مي‏ گويند؛ هم زيبا مي‏ نويسند و هم زيبا تحليل مي ‏كنند.

از صدرالدين شيرازي (فيلسوف متأخر اسلامي) سؤال شد كه تفاوت پيامبران و فيلسوفان چيست؟
او جواب داد «پيامبر آن كسي است كه با كشتي وحي، انسان‏ها را از يك طرف اقيانوس ناآرام زندگي و حيات، به طرف ديگر مي‏ برد و فيلسوف و دانشمند تلاش دارد تا به واسطه نيرو و قواي ذهني و فكري خود مردم را تنها از يك طرف ساحل به طرف ديگر ساحل برساند».
افراد نمونه اول در مشاغل مختلفي مانند: مؤلفان، روزنامه ‏نگاران، سخنوران، مبلغان ديني، سخنرانان پرشور و حتي مدرسان و استادان موفق در ارتباط كلامي وجود دارند.
گاهي حتي در بين كم سوادان پيرامون ما نيز چنين افرادي يافت مي‏ شوند كه قدرت كلامي فوق العاده ‏اي دارند.


2. هوش و مهارت رياضي‏
اين گونه افراد، داراي قدرت و توانايي انجام عمليات رياضي‏ اند. اين مهارت به استدلال و درك روابط عددي و منطق اعداد، اشكال، فضاي هندسي و رياضي ذهني منتهي مي ‏شود.
دقت، سرعت، درك‏ هاي فراشناختي و استدلال هندسي و رياضي در اين افراد بسيار بالاست.
مشاغل مورد توجه و يا مناسب اين افراد، عبارتند از: مهندسي، حسابداري، دانشمندي و نظريه ‏پردازي.


3. هوش و مهارت فضايي‏
افرادي كه داراي مهارت فضايي ‏اند، كساني هستند كه توانايي تفكر سه بعدي را دارند. از اين رو به خوبي در تحصيل موقعيت يا شرايط فيزيكي و فضايي، پشت تركيب‏ ها را مي‏ بينند. مشاغلي مورد توجه يا مناسب اين افراد، عبارتند از: معماري، نقاشي، ملواني و….


4. هوش و مهارت بدني - جنبشي‏
اين افراد داراي روحيه جنبشي و عدم سكون و تحرك زياد و دستكاري اشيا و ابزار و محيط فيزيكي پيرامون خود مي ‏باشند و اصطلاحاً با ابزار و وسايل فيزيكي پيرامون مأنوس مي باشند و داراي تبحر جسمي‏ اند.
مشاغل مورد علاقه و مناسب اين افراد عبارتند از: جراحي، صنعت گري، هنرهاي زيبا و تئاترهاي پرتحرك و ورزش.


5. هوش موسيقيايي‏
اين دسته از افراد نسبت به اصوات و صداها و زير و بم بودن آهنگ ‏ها حساس هستند. ريتم و تن صداها را مي‏ شناسند و دقت فوق العاده ‏اي در تشخيص صداهاي مختلط دارند.
مشاغل و حرفه ‏هاي گرايشي يا مورد علاقه اين افراد، عبارتند از: آهنگ سازي، موسيقي، نكته‏ سنجي و نقادي.


6. هوش و مهارت ميان فردي
اين رشته از افراد، توانايي بالايي در درك ديگران، تيپ‏ شناسي، قرائت ذهن از حالات و سكنات افراد و ايجاد ارتباط و تعامل مثبت و مؤثر با ديگران را دارند و حتي در زندگي خصوصي و زناشويي موفق ظاهر مي ‏شوند و در تربيت عاطفي فرزندان نيز موفق مي ‏باشند.
مشاغل گرايشي يا مورد علاقه اين افراد، عبارتند از: معلمي، روان‏شناسي، روان‏كاوي، بهداشت رواني، مشاوره و….


7. هوش و مهارت درون فردي‏
اين مهارت در افرادي است كه توانايي فهم خود را دارند؛ يعني اهل غور و تفحّص در خويش هستند و بيشتر جست‏ و جو گر درون خويشند.
مشاغل مورد علاقه و يا توصيه شده به اين افراد، عبارتند از: الهيات، روان‏ شناسي و انسان‏ شناسي.


8. هوش و مهارت طبيعي‏
توانايي مشاهده الگوهاي طبيعت، فهم نظام‏ هاي طبيعي و مصنوعي ساخته انسان و غور در طبيعت بي‏جان و جان‏دار، ويژگي‏ هاي اين گونه افراد است.
مشاغل و علايق اين گونه افراد، عبارتند از: كشاورزي، گياه‏ شناسي، بوشناسي، نقاشي چشم ‏اندازها و هر نوع كار مربوط به طبيعت.
نبايد فراموش كنيم كه بسياري از افراد از تمامي هوش‏ هاي هشت گانه و قواي ذهني بهره دارند؛ اما گاهي بعضي افراد در برخي هوش‏ ها قوي‏تر و در برخي ضعيف ‏ترند و نبايد فراموش كنيم كه اغلب افراد تركيبي از اين هوش‏ هاي چندگانه ‏اند.


نكته ديگر اين كه داشتن استعداد و هوش يا قواي ذهني در اين نوع خاص، باعث گرايش به كارهاي مشابه، موازي يا جايگزين نيز مي‏ شود.
بسياري از افرادي كه به معماري گرايش داشته ‏اند و داراي هوش فضايي‏ اند، گاهي به هنر و خصوصاً سينما و فيلم سازي كشيده مي‏ شوند كه اين تفكري چند بعدي است و دقيقاً با مهارت و هوش فضايي هماهنگي دارد. در جامعه ما نيز اين افراد زيادند. شهيد آويني، داود ميرباقري و… نمونه ‏هايي از اين افرادند.
مهارت‏هاي طبيعي، آخرين اضافات گاردنر به نظريه هوش ‏هاي متعدد است. گري لارسون، كاريكاتوريست مشهور، مهارت‏ هاي طبيعي بي‏ نظيري دارد. لارسون در دوران كودكي ‏اش علاقه وافري به علم و طبيعت داشت؛ ولي به جاي آن كه به دنبال اين رشته برود، علاقه‏ اش را در كاريكاتورهايش بروز داد و جالب اين كه گواه مهارت‏ هاي طبيعي لارسون اين است كه زيست شناسان نام برخي از گونه‏ هاي جانوري را از كاريكاتورهاي او گرفته‏ اند.
نكته حائز اهميت اين است كه گر چه او فعاليت جايگزيني را انتخاب كرد، اما ذوق تخصصي او باعث خلق آثار مي‏ شد كه گرايش به هوش او داشت و استفاده كنندگان از آثارش نيز بيان‏گر اين موضوع مي ‏باشند.
گاردنر معتقد است كه آرامش، مطالعه آثار ارزشمند و منطقي، فلسفي، ادبي، بالنده و دوري از آثار مخرب و تعديل لذت‏ ها، ظهور و بروز اين قواي ذهني، استعدادها و هوش ‏ها را دو چندان مي‏ كند.
همچنين طي تحقيقات گاردنر صدمه مغزي، به اين هوش ‏ها آسيب مي‏ رساند. هر يك از اين هوش‏ ها، مستلزم وجود مهارت‏ هاي شناختي خاصي هستند و هر يك در آدم‏ هاي سرآمد و عقب ماندگان ذهني يا مبتلايان به گوشه‏ گيري، برجسته مي ‏شوند.
اخيراً در آموزش ‏هاي مدرسه ‏اي و دانشگاهي به نظريه گاردنر توجه شده و برنامه آموزشي و آزمايش طرح طيف مهارت‏ ها و توانمندي‏ هاي ذهني با اين ايده شروع مي‏ شود كه هر دانش‏ آموزي در يك يا چند حوزه، توانمندي بالايي دارد.
آيا آدم ‏ها هوش عمومي و قواي ذهني متفاوتي دارند؟
چارلز اسپيرمن معتقد بود كه آدم‏ ها داراي هوش عمومي‏2 و هوش ‏هاي اختصاصي‏3 مي‏ باشند؛ اما نظريه هوش‏هاي هشت‏گانه گاردنر اين مسئله را عميق‏تر مطرح ساخت و به طور كلي اختلاف نظر در مورد وجود يا عدم وجود برخي جنبه‏ هاي هوش عمومي وجود دارد و اختلاف نظر در مورد ماهيت هوش‏ هاي اختصاصي نيز ادامه دارد.
يكي از ويژگي‏ هاي عمده تعدد يا عميق بودن هوش و قواي ذهني افراد، ظهور خلاقيت‏4 است.
خلاق بودن چيست؟ خلاقيت، نوين، متفاوت و حتي غيرمعمول فكر كردن و رسيدن به راه‏ هاي نامتعارف است.
نبايد فراموش كنيم كه هوش و خلاقيت، يكي نيستند؛ از اين جهت، بسياري آدم‏هاي باهوش گاهي چيزهايي توليد يا عرضه مي ‏كنند كه لزوماً نوين نيستند. همچنين گاهي آدم ‏هاي بسيار خلاق به حرف جمع گوش نمي‏ كنند؛ ولي آدم‏ هاي بسيار باهوش، اغلب دنبال خشنود كردن جمع هستند.
آدم‏ هاي خلاق، اغلب متفكران واگرا هستند. در تفكر واگرا، فرد براي يك سؤال، جواب ‏هاي زيادي توليد مي ‏كند. اگر بخواهيم قضيه هوش و خلاقيت را بيشتر باز كنيم، بايد بگوييم كه خلاقيت زاييده هوش است و اين قاعده حاصل مي‏ شود كه اكثر خلاق ‏ها باهوشند؛ ولي اكثر باهوش ‏ها خلاق نمي ‏باشند.
«مي‏توان گفت كه شرط خلاقيت، هوش است و يا يكي از نشانه‏ هاي خلاقيت، هوش بالاست».
به زبان ساده ‏تر، ردپا و نشانه وجود هوش، ظهور خلاقيت است.
از اين رو، گاهي هوش بالا هست، ولي خلاقيت ظاهر نمي‏ شود و گاهي با ظهور خلاقيت، مي‏ توان هوش بالا را نتيجه گرفت.

تدوين: خانم بابايي


برچسب‌ها: علمی و آموزشی
[ چهارشنبه ۱۴۰۲/۰۱/۲۳ ] [ 8:16 ] [ بابايي ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

علم چون گنجي است كه زر و سيم را ياراي خريداري آن نشايد بلكه تنها در محضر معلم زانوي ادب بر زمين نهادن بايدت!

:My email          
z_babaei21@yahoo.com