مداد طلايي
علمي-آموزشي 
قالب وبلاگ
لینک دوستان

دختر زرنگ

دختركى به ميز كار پدرش نزديك مى‌شود و كنار آن مى‌ايستد.

 پدر كه به سختى گرم كار و زير و رو كردن انبوهى كاغذ و نوشتن چيزهايى در تقويم خود بود، اصلا متوجه حضور دخترش نمى‌شود.

 تا اينكه دخترك مى‌گويد: «پدر، چه مى‌كنى؟»

 و پدر پاسخ مى‌دهد: «چيزى نيست عزيزم! مشغول مرتب كردن برنامه‌هاى كاريم هستم.
 اينها نام افراد مهمى هستند كه بايد در طول هفته با آنها ملاقات داشته باشم.»

 دخترك پس از كمى مكث و تأمل مى‌پرسد: «پدر! آيا نام من هم در بين آنها هست؟»
برگرفته از وبلاگ داستانک

[ پنجشنبه ۱۳۹۲/۰۷/۰۴ ] [ 6:27 ] [ بابايي ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

علم چون گنجي است كه زر و سيم را ياراي خريداري آن نشايد بلكه تنها در محضر معلم زانوي ادب بر زمين نهادن بايدت!

:My email          
z_babaei21@yahoo.com