|
مداد طلايي
علمي-آموزشي
| ||
|
چکیده: انشا و یا نگارش در دنیاي امروز به عنوان وسیله تفکر، بیان و مهمترین وسیله ارتباطی و اطلاع رسانی می باشد و تاثیربسزایی درزندگی فردي و اجتماعی و پیشبرد فرهنگ وتمدن بشري دارد.آموزش انشا با همه ي اهمیت و ضرورتی که دارد، همواره مورد غفلت واقع شده است و عدم صحیح آموزش آن ، یکی ازعلل اصلی ناتوانی دانش آموزان در نوشتن محسوب گشته و حاصل آن در بررسی هاي فعلی و بروندادهاي مدارس ،همان فارغ التحصیلان هستندکه با مدارك بالا قادر به نوشتن خواسته هاي خود در قالب جملات و بصورت مکتوب نیستند.از آنجاییکه این مشکلات رانیز در کلاسهاي نگارش مشاهده نمودم ، مرا مجبور نمود در پی چاره جویی باشم تا این مسائل را ازمیان برداشته وبتوانم وضعیت موجود نامطلوب را به وضعیت مطلوب تبدیل نمایم. به همین منظور براي جمع آوري اطلاعات ،تصمیم گرفتم موضوع را با دانش آموزان درمیان گذاشته ونظرات را یادداشت وپاسخ هاي مکتوب آنها را تحویل گرفته و با اینکه احساس می کردم پاسخ آنها درست است ولی پس از مطالعه منابع مختلف و معتبروهمفکري با مدیر ونظر خواهی ازهمکاران و والدین درقالب پرسشنامه ،خلاصه یافته هاي خودم رایادداشت وبا بررسی آنها توانستم تصویر روشنی از وضعیت موجود راکسب و با تفسیر داده ها در راستاي انتخاب راهکارهاي مناسب براي حل مشکل قدم بردارم .سپس از میان راهکارهاي مختلف انشاي توصیفی یا وصفی را انتخاب نمودم.مراحل را در کلاس به اجراگذاشته و بر فرایند آنها نظارت کردم و بعداز جلسات متعدد، موفقیت دانش آموزان را در نوشته ها،نامه ها و نحوه بیان مطالب مشاهده کردم. استقبال و علاقه و رغبت دانش آموزان ،مقایسه نوشته هاي دانش آموزان ورضایت اولیا ،مدیر و همکاران به وضوح نشانگر موفقیت روش انتخابی بود. درنهایت با جمع آوري اطلاعات گسترده در مورد نتایج کار و با توجه به انتقادات و پیشنهادهاي سازنده ي همکاران تلاش کردم، در یک جلسه مشترك با همکاران ومدیرمحترم ، بعضی از ضعف هاي موجود در این روش را از بین ببرم. بنابراین، با تغییر و تحولی که در نوشتن انشاي دانش آموزان در کلاس مواجه بودم و اظهار خود دانش آموزان مبنی بر اینکه تغییر محسوسی که در نوشتن انشا ونامه در آنان ایجادشده و مراجعه والدین به مدرسه و اظهاررضایت آنان و مقایسه نمرات و نوشته هاي قبل و بعدازآموزش وهمچنین با اظهار رضایت همکاران از ایجاد تغییر در مطالب نوشتاري دانش آموزان وتایید همکاران پیشکسوت وبازنشسته و دانشجویان رشته ادبیات به این نتیجه رسیدم که به هدف خود که همانا تقویت نوشتن انشا دردانش آموزان بود، نایل آمده ام. مقدمه: هدف از درس انشا، آشنایی با شیو هاي تحقیق، انبساط ذهن، تبادل اندیشه ها، آموزش سخنوري وخطابه نویسی،پرورش ذوق وتقویت تخیل، برداشت از محیط اطراف، محل عرضه اندیشه ها وتجارب، راه برقراري ارتباط وتمرین واظهاردر جمع است وبه عنوان یک درس مستقل در برنامه درسی گنجانده شده است. درس تربیت بدنی به منظور پرورش جسم واحراز تندرستی ودفع کاهلی و تن پروري ویاددهی بازیهاي دسته جمعی ودر نهایت به دست آوردن روحیه ورزشکاري وجوان مردي است. درس انشا نیز براي پرورش روان و سلامت سخن و خرد ورزي و ابراز دیدگاه ها و اندیشه پروري است و در نهایت راهی است به سوي نویسندگی.بنابراین انشانویسی یک نوع خلاقیت است که باید آن را در دانش آموزان رشد داد. هرگاه دانش آموز بتواند اندیشه ها وآن چه که در روانش می گذرد را در طی زمان معینی به شکل کلمات،عقاید،شکل ها و نمادها بیان کند، این دانش آموز قدرت بلاغت پیدا کرده است. داشتن اطلاعات عمومی و قدرت بحث و بیان نظرات و پیشنهادها و قوه ي تجزیه وتحلیل، مساله ي مهمی است که یا در دانش آموزان دیده نمی شود و یا اگر هم باشد به صورت بسیار کم است.ما دانش آموزان ساعی ومستعد زیادي داریم که در بیان مطالب درسی وپاسخ گویی به پرسش هاي معلم توانا هستندوحداکثرنمرات را کسب می کنند ولی هرگز قادر به سخن گفتن وبیان اندیشه ونظرات خود نیستند وهمچنین توان شرکت در بحث هاي گروهی واجتماعی را نداشته نسبت به مسائل مطرح شده در کلاسنگرش نقادانه ندارند. انشا پرورش دهنده ي فکر وعقل است.زیرا قوه ي ابتکار وخلاقیت آدمی را به تحرك واداشته وآن را به کارمی اندازد.به این جهت اگر اندکی دقت نماییم متوجه می شویم که اهل قلم ونوشتار، نسبت به افرادي که از ضعف در این خصیصه رنج می برند،از قوه ي تخیل واستنباط بالایی برخوردار هستند. سالهاي سال است که می شنویم دانش آموخته هاي ما از نوشتن چند سطر نامه یا گزارش یا تقاضا و...عاجزند واین نقص را بیسوادي آنان می دانند.آیا به راستی دانش آموخته ها مقصرند یا برنامه ریزان ومدرسان؟ هیچ از خود پرسیده ایم که دانش آموزان اطلاعا ت انشاآموزي را از کجا کسب کنندومعلمان چه روشی را براي یاددهی به کار ببرند؟ اگر به اهمیت درس انشا در مدارس متوجه باشیم وکاربرد آن را در زندگی روزانه تا پایان عمر دانش آموخته ها بدانیم، این چنین آن را خوار وخفیف نمی کنیم.اگر این حقیقت را مد نظر داشته باشیم که یک نویسنده توانا،یک گزارشگر موفق و یک روزنامه نگار کاردان، روزگاري انشا نویس خوبی بوده است.ساعت انشا زنگ تفریح برنامه هاي آموزشی مدارس نمی شود واین چنین به ادبیات اهانت نمی شود. توصیف وضعیت موجود: الف ) معرفی پژوهش گر : اینجانب حسین بوالحسنی آموزگاردبستان شهید کریمی روستای مروارید هستم. دانشجوی کارشناسی رشته آموزش ابتدایی ودارای 20 سال سابقه آموزشی می باشم که چهارسال متوالی آن را درهمین آموزشگاه مشغول به تدریس بوده ام. ب ) معرفی آموزشگاه : آموزشگاه شهید کریمی روستای مروارید در35کیلومتری جاده زنجان - تهران واقع شده ودرسال 1353تاسیس گردیده است. این آموزشگاه در2شیفت صبح وبعدازظهربه صورت مختلط (2پایه-3پایه) اداره می گردد.57 نفردانش آموزدراین آموزشگاه مشغول به تحصیل بوده ودانش آموزان پایه پنجم این مدرسه که (اقدام پژوهی بر روی آنها انجام شده) باپایه اول هم زمان دریک کلاس تدریس می شود. این آموزشگاه درزمینی به مساحت 1000مترمربع ، بنای شیروانی وامکانات برق،آب وتلفن تحویل اداره آموزش وپرورش ناحیه 2 گردیده است. دانش آموزان این آموزشگاه ازامکانات نسبتا متوسطی درسطح خانواده برخوردار بوده وبرای خواندن درس دارای انگیزه بسیاربالایی بوده ودردرس هابه رقابت باهمدیگرمی پردازند ازلحاظ اخلاق و رفتارنیز به علت مراجعه مستمراولیا وبرگزاری جلسات دیداربا اولیا مشکل خاصی وجود ندارد. ج ) مورد مطالعه: تحمل این وضعیت اسفناك براي من مناسب نبود و هر زمان که می شنیدم و در جایی می خواندم که تحصیل کردگان ما ازنوشتن عاجزند ومثلاً اگربراي کاري به اداره اي مراجعه کنند نمی دانندکه چگونه باید درخواست خود راکتباً به عرض مقامات آن اداره برسانندونمی توانستندچند خط از شرح حال ،توانایی هاومهارتهاي خودشان،ارائه نمایند، ویا از نوشتن نامه اي براي دریافت وام یا براي گرفتن دسته چک وهزاران مورد دیگرعاجزهستند،خیلی ناراحت می شدم واززمانی که به عنوان آموزگاردرسال 70 درآموزش وپرورش استخدام شدم ، پی بردم دانش آموزان نیز با مشکلات ودغدغه هاي زیادي در این زمینه ازجمله نوشتن نامه براي دریافت وام والدینشان ازبانک یا نوشتن تقاضاي استخدام آشنایان نزدیکشان از یک اداره و... روبروهستند. ضمنا"درهرجلسه چندنفرپیدامی شدندکه در کلاس مطالبی آماده نکرده بودند،بعضی هم ازکتاب کپی کرده بودندو از کلمات سطح بالا و واژه هاي نا ملموس استفاده کرده بودند که خودشان نیز معناي آن کلمات را نمی دانستند ،(متاسفانه امروزه این مشکل در مقاطع بالاتر نیز به وضوح دیده می شود ) ونوشته برخی ازآنها نیز از نوشته هاي دانش آموزان مقطع ابتدایی هم ضعیف تر است . اغلب آنها با اصول وفنون انشا نویسی وآئین نگارش آشنا نبوده وحتی قادر نبودند یک منظره را توصیف نمایند. هیچ یک ازدانش آموزان با مراحل شکل گیري انشا آشنا نبوده و بدون داشتن طرح و رعایت اصول انشا نویسی شروع به نوشتن می نمودند و ناگفته نماند که بعد از نوشتن مقدمه هاي تکراري و همیشگی که آنها راحفظ نموده اند، از پرداختن به ادامه موضوع عاجزبودند. فضاي کلاس آن قدر شلوغ و بی روح شده بودکه علیرغم تاکیدهاي مکرر،کسی حاضر به گوش دادن مطالب نبود. این وضع کلاس با این کیفیت وشرایط،مرا مجبور کرد که در پی چاره جویی باشم تا این مسئله را ازمیان بردارم. به ذهنم این سوال خطور کرد که من بعنوان یک معلم چگونه می توانم این مشکل راحل کنم و: ** دانش آموزان رادرنگارش انشا تقویت وبهبود بخشم ؟ ** (گردآوري اطلاعات( شواهد 1: تصمیم گرفتم این موضوع را با دانش آموزان خودم درمیان بگذارم. براي این کار فکرکردم بهتر است اول ازخود دانش آموزان سوال کنم.یک روزپس ازاینکه یکی ازدانش آموزان ، انشایش را خواند روبه آنان ایستادم و پس ازطرح موضوع (علل ناتوانی دانش آموزان در نگارش انشا) نظاره گرحرکات ورفتارشان شدم و ازآنها خواهش کردم درباره این موضوع،نظرشان را بطور دقیق بیان فرمایند وگوشزد نمودم که بیان نظرات واضح شما دانش آموزان عزیز،ما را درکشف مشکلات مختلف نوشتن انشا یاري خواهد نمود چراکه نوشتن جزء جدانشدنی زندگی ما هستند و هرکسی به طریقی ازنوشتن در زندگی اش استفاده می کند. شور وحالی فضاي کلاس را احاطه کرد طوري که بیشترشان دست بلندکرده ،خواستند نظراتشان را فوراً بیان نمایند وعده اي هم ، نظرات خودشان را یادداشتکرده بودند و اصرارمی کردند که بصورت مکتوب ارایه فرمایند .سخنان درست ونادرست زیادي اعلام گردید.اکثرنظرات گفته شده را یادداشت نمودم وپاسخ هاي مکتوب را تحویل گرفتم و با اینکه احساس می کردم پاسخ آنها درست است،ازآنها خواستم که موضوع را ازیک طرف،من با مطالعه منابع مختلف و معتبروهمفکري با سایر همکارانم وازطرف دیگر دانش آموزان با والدین ودوستان وآشنایان خودشان درمیان بگذارندتا با جمع بندي نظرات همدیگر بتوانیم با یافتن راه حل مناسب براي حل مشکل قدم برداریم. براي اینکه بتوانم در باره سوالی که مطرح کرده بودم اطلاعات دقیق تري بدست آورم تصمیم گرفتم ،در این مورد ابتدا با همکاران خود صحبت کنم واز وضعیت کلاس های آنها نیزمطلع شوم. از این رو چون در آموزشگاه همکاری برای تبادل نظر نداشتم ، با هماهنگی قبلی و کسب اجازه از مدیریت محترمه آموزشگاه دکترامیراعلم غضنفریان (پسران) و(دختران) توسط همسرم ( که در این آموزشگاه مشغول تدریس می باشد ) درجلسه شورای معلمان آموزشگاه شرکت نموده و موضوع را در جلسه مذبور مطرح نمودم و نظراتشان را در این مورد جمع آوری کردم . آنها نیز ازاین موضوع شکایت داشتند. همکاران پیشنهادهاي مختلفی را مطرح نمودند وبرخی اعتقاد داشتندکه(ازخود دانش آموزان سوال شود (قبلااین کارانجام شده بود و برخی ابرازمی کردندکه باید ازتجربیات همکاران دیگر در مدارس مختلف استفاده گردد و برخی ازجمله مدیرمدرسه نیزبراین عقیده بودندکه با تنی چند از والدین دانش آموزان، صحبت شودکه به همین خاطر در جلسه دیدار با اولیا مدرسه حضوریافته و دراین مورد با آنها به بحث وتبادل افکار پرداخته ونظرات ارزشمند وسازنده ي آنها رایادداشت نمودم.و نیز براي جمع آوري اطلاعات لازم ازچند دبیر ادبیات مدارس راهنمایی شهرزنجان ،از پرسشنامه اي که درست شده بود،استفاده کردم. برخی برخوردهاي متفاوت وضد و نقیض در پاسخگویی به سئوالات پرسشنامه داشتند وبرخی علاقه وافري از خود نشان دادند و روي هم رفته اندیشه ها و پاسخ هاي آنها دریک جهت وکارشناسانه بود و اطلاعات خوبی را درمورد علل ناتوانی دانش آموزان در نگارش انشا در اختیارم گذاشتند که راه را براي انتخاب راه کار مناسب،فراهم نمود. تجزیه وتحلیل داده ها: پس از بحث و شور با همکاران ، صاحب نظران فن و مطالعه کتب فراوان، مطالعه پاسخ پرسشنامه ها ،علل ناتوانی دانش آموزان در نگارش انشا از دیدگاه دانش آموزان ،عوامل مدرسه و اولیا و اطلاعات حاصل ازاین فرآیند بشرح زیر مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. الف)- علل ناتوانی دانش آموزان در نگارش انشا از دیدگاه خود دانش آموزان : 1) - به دانش آموزان مراحل انشانویسی یادداده نمی شود و معلمین آنها را درنوشتن انشا یاري نمی کنند. 2) - معمولا" نمره مستقلی براي ارزیابی درس انشاونگارش وجود ندارد. 3) - موضوعات انشا سخت ونامناسب می باشد و فقط معلمین موضوع انشا راتعیین می کنندوبراي انتخاب موضوع از دانش آموزان نظرخواهی نمی شود. 4) - دانش آموزان معمولاً دروقت درس انشا بیشتربه انجام دادن کارهاي دیگر می پردازند. 5) - نبودن کتاب مناسب که راهنماي ما در نوشتن باشد. 6) - دانش آموزان ازنحوه فعلی ارزیابی درس انشا راضی نیستند . ب( - علل ناتوانی دانش آموزان در نگارش انشا از دیدگاه عوامل مدرسه: 1) - اکثر دانش آموزان علاقه اي در حد متوسط به درس انشا دارند. 2) - آموزشهاي ضمن خدمت وسمینارهاي کوتاه و مقطعی براي آموزگاران ودبیران ادبیات لازم است. 3) - از دوره هاي ابتدایی وراهنمایی تاکنون بسیاري ازمعلمان درس انشا را جدي نگرفته اند. 4) - در کنکور ودیگر آزمون ها انشا اهمیت چندانی ندارد. 5) - دانش آموزان انشا خودرا به دیگران می دهند تا برایشان بنویسند. 6) - استفاده از دبیران ناآشنا وغیر متخصص در دوره هاي ابتدایی وراهنمایی. 7) - معمولاً نمره مستقلی جهت ارزیابی درس انشا وجودندارد. 8) - کمبود وقت براي تدریس درس انشا . ج – ( علل ناتوانی دانش آموزان در نگارش انشا از دیدگاه اولیا : 1( - انشا درسرکلاس نوشته نمی شود، محول کردن نگارش انشا به محوطه خارج از کلاس که لاجرم دانش آموزان را وادار به کمک گرفتن از اولیاي خود می نمایند. 2) - جهت تقویت مهارت نوشتاري دانش آموزان،هیچ منبعی غیرازکتب درسی معرفی نمی شوند. 3) - عدم توجه کافی و جدي مسئولین اعم ازآموزگار، دبیر،مدیر ومسئولین رده بالا به درس انشا. 4) - نبودن معیارهاي مناسب براي ارزشیابی. 5) - عدم فضاي آزاد و پرسش و پاسخ ونقد وبررسی نوشته هاي دانش آموزان در کلاس. بنابراین خلاصه یافته هاي حاصل ازاین تجزیه وتحلیل که بیانگرعلل ناتوانی دانش آموزان درنگارش انشا می باشد، بشرح زیر است: 1) - عدم آموزش صحیح انشا نویسی به دانش آموزان. 2) - عدم آگاهی معلمان ازمراحل شکل گیري انشا. 3) - کلاس انشا براي دانش آموزان ومعلمین جاذبه ندارد. 4) - دانش آموزان درنوشتن انشا به هم کمک می کنند وانشاي خودرادرکلاس نمی نویسند. 5) - معلمین مشوق دانش آموزان درنوشتن انشا نیستند. 6) - تعدادواحدهایی راکه معلمین جهت یادگیري درس انشا می گذارانندخیلی کم است. 7) - معلمین ازطرح درس استفاده نمی کنند. 8) - شرایط آسان قبولی در درس انشا. 9) - اغلب آموزگاران و دبیران روش درست انشا نویسی را نمی دانند. 10) - نبود کتاب های مناسب ومستقل که راهنماي دانش آموزان در نوشتن انشا باشد. 11) - نبود معیا رهاي مناسب براي ارزشیابی. 12) - کمبود وقت براي تدریس. 13) - عدم آموزش انواع گونه هاوآرایه های ادبی. 14) - عدم فضاي آزاد و پرسش و پاسخ ونقد وبررسی نوشته هاي دانش آموزان در کلاس. 15) - عدم توجه کافی و جدي مسئولین به درس انشا. 16) - دانش آموزان هدف ازدرس انشا را نمی دانند. 17) - استفاده از دبیران ناآشنا وغیر متخصص در دوره هاي ابتدایی وراهنمایی. 18) - بی سوادي یا کم بودن سطح آگاهی وتحصیلات اولیا دانش آموزان. 19) - عدم مطالعه کتاب توسط دانش آموزان وعدم امکانات وکتابخانه بهنگام و به روز. [ شنبه ۱۳۹۹/۱۰/۰۶ ] [ 7:17 ] [ بابايي ]
|
||
| [ طراح قالب : پیچک ] [ Weblog Themes By : Pichak.net ] | ||