مداد طلايي
علمي-آموزشي 
قالب وبلاگ
لینک دوستان

بدان که قصّه خواندن و شنیدن، فایده‌ی بسیار دارد:

آگاه باش که داستان خواندن و داستان شنیدن فواید زیادی دارد:

اوّل آنکه از احوال گذشتگان خبردار شود.

فایده‌ی اوّل این است که انسان از سرگذشت پیشینیان آگاه می‌شود.

دویم آنکه چون عجایب بشنود، نظر او به قدرتِ الهی، گشاده گردد.

فایده‌ی دومِ قصه این است که وقتی انسان درباره‌ی شگفتی‌های جهان می‌خواند، شناخت او نسبت به قدرت خداوند بیشتر می‌شود.

سیُم، چون محنت و شدّت گذشتگان شنَوَد، داند که هیچ کس از بندِ محنت آزاد نبوده است، او را تسلّی باشد.

فایده‌ی سوّم این است که وقتی انسان قصّه‌ی رنج و سختی‌هایی که پیشینیان تحمل کرده‌اند را می‌شنود به این نکته پی می‌برد که هیچکس بدون رنج و درد نبوده و این سختی‌ها فقط برای او نیست در نتیجه موجب کم شدن غم و اندوه او می‌شود.

چهارم، چون زوال مُلک و مال سلاطین گذشته شنوَد، دل از مال دنیا و دنیا بردارد و داند که با کس، وفا نکرده و نخواهد کرد.

فایده‌ی چهارم این است که وقتی قصه‌ی نابودیِ کشور و اموالِ پادشاهان گذشته را می‌شنود دیگر به مال دنیا دل نمی‌بندد زیرا می‌داند که دنیا و مال دنیا به هیچ کس وفادار نمانده و نخواهد ماند.

پنجم، عبرت بسیار و تجربه‌ی بی‌شمار او را حاصل شود.

فایده‌ی پنجم این است که پند فراوانی می‌گیرد و تجربه زیادی به دست می‌آورد.

و خدای تعالی با حضرت رسول (ص) می‌گوید: «ای محمّد، ما از قصّه‌های رسولان و خبرهای پیغمبران بر تو می‌خوانیم؛ آنچه بدان، دل را ثابت گردانیم و فایده‌های کلّی تو را حاصل گردد» (قرآن کریم، سوره‌ی هود، آیه‌ی 120).

خداوند بلند مرتبه به حضرت محمد (ص) می گوید: «ای محمد، ما اخبار و داستان‌های پیامبران قبل از تو را برای تو روایت می‌کنیم، چیزی که باعث آرامش تو می‌شود و از آنها سودهای بی‌اندازه به تو می‌رسد» (قرآن کریم، سوره‌ی هود، آیه‌ی 120).

پس معلوم شد که در قصّه‌های گذشتگان، فایده‌ای هست و خواننده و گوینده و شنونده را از آن فایده رسد. اگر پرسند که قصّه‌خوانی، چند نوع است، بگوی دو نوع: اوّل حکایت و دویم نظم‌خوانی.

پس مشخص شد که داستان‌های پیشینیان فوایدی دارد که هم برای خواننده، هم گوینده و هم شنونده مفید است. اگر از تو پرسیدند که قصّه‌گویی چند نوع است؟ بگو دو نوع: نوعِ اول، داستان‌هایی که به صورت حکایت است و نوع دوم، داستان‌هایی که به صورتِ شعر است.

اگر پرسند که آداب حکایت‌گویان چند است،

اگر از تو پرسیدند که حکایت‌گویان چه نکات و آدابی را باید رعایت کنند،

بگوی: اوّل آنکه قصّه‌ای که ادا خواهد کرد، باید که بر اُستاد خوانده باشد و با خود تکرار کرده باشد تا فرو نماند. دویم آنکه چُست و چالاک به سخن در آید و خام نباشد.

بگو اول اینکه (حکایت‌گو) قصّه‌ای را که می‌خواهد باز گو کند برای یک استاد بخواند و هچنین آن را با خود تمرین کرده باشد تا در هنگام قصّه‌گویی چیزی را از یاد نبرد. دوم اینکه در فن سخن گفتن چابک و زرنگ باشد و بی‌تجربه نباشد.

سیُم باید که داند که جماعت، لایق چه نوع سخن است، بیشتر، از آن گوید که مردم، راغب آن باشند.

سوم اینکه باید بداند چه سخنی برای شنوندگان مناسب است و بیشتر در مورد مطالبی حرف بزند که مردم می‌‌پسندند.

چهارم، نثر را وقت وقت به نظم آراسته گرداند که بزرگان گفته‌اند: نظم در قصّه‌خوانی چون نمک است در دیگ؛ اگر کم باشد، طعام بی‌مزه بوَد و اگر بسیار گردد شور شود؛ پس اعتدال، نگاه باید داشت. ساینس هاب

چهارم اینکه باید در زمان‌های مناسب در بین قصّه‌ی خود از شعر نیز استفاده کند زیرا بزرگان گفته‌اند: شعر در میان قصه خواندن مانند نمک زدن به غذا است اگر کم بزنی غذا بی‌مزه می‌شود و اگر زیاد بزنی غذا شور می‌شود؛ پس باید میانه‌روی کرد.

پنجم، سخنانِ محال و گزاف نگوید که در چشم مردم، سبک شود.

پنجم اینکه سخنان غیرممکن و بیهوده نگوید که در چشم مردم، ارزشِ خودش را از دست می‌دهد.

اگر پرسند که آدابِ نظم‌خوانی چند است،

اگر بپرسند که آداب شعرخوانی چگونه است؟

بگوی: اوّل آنکه به آهنگ خوانَد.

بگو اول اینکه شعر را با وزن و آهنگ بخواند.

دویم، سخن را در دلِ مردم بنشاند.

دوم اینکه شعر را به گونه‌ای بخواند که در مردم تاثیرگذار باشد.

سیُم، اگر بیتی مشکل پیش آید، شرح آن با حاضران بگوید.

سوم اینکه اگر در شعر بیتی بود که فهمِ آن برای دیگران پیچیده بود، معنی آن بیت را توضیح بدهد.

چهارم، چنان نکند که مُستَمع، مَلول گردد.

چهارم اینکه شعر را به گونه‌ای نخوانَد که شنونده آزرده و خسته شود.

پنجم، صاحب آن نظم را در اوّل یا آخر، یاد کند و فاتحه و تکبیر گوید.

پنجم اینکه در ابتدا یا پایانِ شعر، نامِ شاعر آن شعر را بگوید و برای او فاتحه‌ای بخواند و نکبیر بگوید.

کمال‌الدّین حسین واعظ کاشفی، فُتوّت نامه‌ی سلطانی


معنی لغات درس آداب مطالعه فارسی ششم

گذشتگان : پیشینیان، درگذشته‌ها، کسانی که از دنیا رفته‌اند

عبرت گرفتن : پند گرفتن

محنت : رنج، درد

تسلی : آرامش دادن، کاستن از اندوه کسی

زوال : نابودی، رو به نیستی رفتن

سلاطین : پادشاهان

مُلک :کشور، پادشاهی

رسولان : فرستادگان، پیامبران

ثابت : پابرجا، استوار

تعالی : بلند مرتبه، برتر

نظم‌خوانی : شعرخوانی

جماعت : مَردُم

طعام : غذا

اعتدال : میانه‌روی

محال : ناممکن

گزاف : دروغ، لاف، بیهوده

چست : چابک، تند و تیز، چالاک

راغب : مایل، علاقه‌مند

آهنگ : وزن، ریتم

مستمع : شنونده

ملول : غمگین، آزرده، خسته

فاتحه : آغاز کار، اوّل چیزی، گشایش، در اینجا خواندنِ سوره‌ی فاتحه (حمد) برای طلب آمرزش

تکبیر :بزرگ شمردن


هم خانواده درس شانزدهم فارسی ششم آداب مطالعه

تَسلّی: تسلیت

جماعت: جمعیّت، مَجمَع، مجموع، جمع

سلاطین: سلطان، سلطنت

رسولان: رسول، ارسال، رسالت

تعالی: علی، عالی، متعالی

اعتدال: عادل، متعادل، معتدل، عدالت

راغب: مرغوب، رغبت

مستمع: سَمع، اِستماع، مُستَمِعین

فاتحه: فتح، فتوح، افتتاح

تکبیر: مُکَبّر، اکبر، کبری


کلمات مخالف درس شانزدهم فارسی ششم

گذشتگان ≠ آیندگان

محنت ≠ آسایش

تسلی ≠ آزردن

زوال ≠ هستی

ثابت ≠ سست، بی دوام

تعالی ≠ تنزل

جماعت ≠ فرد

اعتدال ≠ افراط، تفریط

محال ≠ ممکن

کژی ≠ راستی، درستی

کاستی ≠ فزونی

 

*****************************

 

معنی شعر به گیتی به از راستی پیشه نیست

 

به گیتی بِه از راستی، پیشه نیست

ز کژّی بَتَر، هیچ اندیشه نیست

در جهان هیچ کاری بهتر از راستگویی نیست و هیچ فکری بدتر از نادرستی و دروغ نیست.

سخن گفتنِ کژ ز بیچارگی است

به بیچارگان بر، بباید گریست

دروغ گفتن، نشانه‌ی بدبختی است و باید به حال این بدبخت‌ها گریه کرد.

هر آن کو که گردد به گِردِ دروغ

ستمکاره خوانیمش و بی فروغ

هر کسی که دروغ می‌گوید، ما او را ظالم و بی‌خرد (کسی که در تاریکی جهل قرار دارد) خطاب می‌پنداریم.

همه راستی کن که از راستی

نیاید به کار اندرون، کاستی

همیشه در زندگی راه درست را انتخاب کن زیرا هیچوقت ضرری از درستکاری به انسان نمی‌رسد.

هر آن کس که با تو نگوید دُرست

چنان دان که او دشمنِ جانِ توست

هر کسی که به تو دروغ می‌گوید، بدان و آگاه باش که او دشمن جان تو می‌باشد. 

گشاده است بر ما درِ راستی

چه کوبیم خیره درِ کاستی؟

درِ درستکاری و راستگویی همیشه به روی ما باز است، پس چرا بی‌دلیل درِ دروغ و بدکاری را بزنیم؟ (چرا با لجبازی به سمت دروغ و بدکاری برویم؟)

مکن دوستی با دروغ آزمای

همان نیز با مردِ ناپاک رای

با انسان دروغگو، دوست نشو، همچنین با انسانِ بَد اندیش دوست نشو.

 شاهنامه فردوسی


  قالب شعر به گیتی به راستی پیشه نیست

مثنوی


معنی کلمات شعر به گیتی به از راستی پیشه نیست

گیتی : جهان

پیشه : کار

کژی : کجی، انحراف، ناراستی، دروغ

بتر : بدتر

بر : در اینجا به معنی حال انسان

فروغ : نور، روشنایی

نیک نامی : خوشنامی

کاستی : کمی، نقصان، دروغ

خیره : بی‌سبب، به بیهودگی

گشاده است : باز است

دروغ آزمای : دروغگو

رای : اندیشه

ناپاک رای : بداندیش



 

 

تدوين: خانم بابايي


برچسب‌ها: علمی و آموزشی, ششم
[ سه شنبه ۱۴۰۰/۰۱/۳۱ ] [ 5:34 ] [ بابايي ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

علم چون گنجي است كه زر و سيم را ياراي خريداري آن نشايد بلكه تنها در محضر معلم زانوي ادب بر زمين نهادن بايدت!

:My email          
z_babaei21@yahoo.com