مداد طلايي
علمي-آموزشي 
قالب وبلاگ
لینک دوستان

روزی مجنون از روی سجاده شخصی رد شد!

مرد نماز را شکست و گفت: مردک درحال راز و نیاز با خدا بودم تو چگونه این رشته را بریدی…؟!

مجنون لبخندی زد و گفت: من عاشق بنده ای هستم و تو را ندیدم تو چگونه عاشق خدایی و مرا

دیدی….!؟!؟

 

[ شنبه ۱۳۹۲/۱۱/۱۹ ] [ 15:7 ] [ بابايي ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

علم چون گنجي است كه زر و سيم را ياراي خريداري آن نشايد بلكه تنها در محضر معلم زانوي ادب بر زمين نهادن بايدت!

:My email          
z_babaei21@yahoo.com